|
اعجاز علمی قرآن
هر پیامبری برای اثبات پیامبری خود معجزه یا معجزاتی داشته است. نوع معجزه یا معجزات هر پیامبری به شرایط دوران وی بستگی داشته است. مثلاً در دوران حضرت صالح (ع)، كه مردم کوه را میتراشیده و در آن ساختمان میساختهاند، معجزه وی شکافتن کوه و درآوردن شترِ زنده از آن بوده است. حضرت موسی (ع)، كه در دوران سحر زندگی می کرده معجزاتش متناسب با کار ساحران بوده است. مثلاً چوب را اژدها میکرده یا از زمین چشمه جاری میکرده است. چون دوران حضرت عیسی عصر پزشکی بوده معجزات وی نیز در کادر مسائل پزشکی بوده است. وی نابینا را با یک لمس بینا میکرده، و بیماری پیسی مادرزادی را با یک لمس شفا میداده و مرده را زنده میکرده است. دوران حضرت محمد (ص) (کـه دوران بعد از وی را نیز شامل میشود) عصر علم و ادبیات بوده، به این خاطر معجزه وی (قرآن كریم) در زمینه علم و ادبیات بـوده میباشد. معجزه بودن قرآن به این معنی است که کسی نمیتواند کتابـی مانند آن بنویسد. یعنی علومی که در قرآن آمده ارتباطی به سواد خواندن و نوشتن داشتن یا نابغه بودن ندارد، که یک یا چند نفر باسواد یا نابغه بتوانند بنشینند و مانند آن بنویسند، بلکه علوم آن یا تلسکوپی است یا میکـروسکوپی و برای رسیدن به آنها نیاز به فرستادن زیر دریایی در اعماق چند کیلومتری اقیانوسها یا نیاز به داشتن هواپیما و پرواز نمودن و یا سایر دستگاههای دیگرِ امروزی و یا نیاز به داشتن انبوهی از اطلاعات علمی امروزی که غالباً توسط دستگاه و در آزمایشگاههای مجهز بدست آمدهاند میباشد. البته کمی از علومی که در رده نظریهپردازیهای بشر است نیز در قرآن وجود دارد که برای تصحیح اندیشههای مسلمانان و دور کردن آنها از نظریههای نادرست آن روز بوده است. ولی باز هم گفته شدن آنها از طرف قرآن و از طرف انسان دقیقاً یکی نیست. مثلاً کسی که گـفـت زمین به دور خورشید میگردد بر این مبنا این حرف را زد کـه با تلسکوپ دید که سیاره زهره بدور خورشید میگردد نه به دور زمین. یا کسی که گفت خشکیهای زمین از هم جدا و دور شدهاند بر این مبنا این نظر را داد که نقشه زمین را در دست داشت و دید که قارهها تقریباً به هم منطبق هستند. ولی در 1400 سال پیش، هیچ زمینهای برای بیان آنها در قرآن وجود نداشته است. همچنین قرآن از بیان همه اینها دنبال هدف خودش است. قرآن همیشه در هر چیزی توحید را جستجو میكند و میخواهد یك راه ارتباطی میان خدا و انسان برقرار كند، ولی تعبیراتی كه قرآن در این موضوعات كرده است، برای كسانی كه با تحقیقات علمی مخصوصاً عصر جدید آشنا هستند خیلی اعجابانگیز و حتی اعجاز آمیز از كار درآمده است. اندیشه عملینگری به قرآن اولین بار توسط امام ابوحامد غزالی مطرح شد. ایشان معتقد بودند كه قرآن تمام علوم گذشتگان و آیندگان را در بردارد. پس از وی، فخر رازی این نظریه را به كار برد و در تفسیر آیات قرآنی از آن استفاده كرد. در دوران معاصر نیز كه پیشرفت علوم و فنآوری، افكار مادیگرانه را رواج داده دانشمندان اسلامی به اندیشه احیای دین و رفع شبهه «نزاع علم و دین» به این گرایش تفسیری روی آوردند. مخالفان این گرایش تفسیری معتقدند كه حقایق قطعی و نهایی و لایتغیر قرآنی را نباید با نظریههای متغیر علمی مترادف دانست و این كتاب شریف، اجل از آن است كه با یافتههای عقل ناقص بشری به تفسیر درآید؛ البته باید گفت: اگر در پرتو حقایق علمی، هدایت قرآنی حاصل آید و این گرایش به تكلف نگراید منعی از آن نیست. بنابراین قرآن مجید برای تدریس علوم و فنون زندگی، كه بشر به نیروی تفكر میتواند به آنها دست بیابد، نیامده است و هرگز پیامبر برای این مبعوث نگردیده كه علوم فیزیك و یا شیمی و یا دیگر مسائل ریاضی و نجومی و فلكی را به انسان بیاموزد؛ زیرا قرآن -همانطور كه خود را معرفی كرده است - كتاب هدایت و تربیت است و هدف از نزول آن، رهبری بشر به سوی خدا و رستاخیز و فضایل اخلاقی و سجایای انسانی است. ولی گاهی قرآن در ضمن رهبری بشر به مبدأ و معاد، یا در میان سخن از قدرت بیپایان خدا، پرده از روی اسراری برداشته است كه قبل از تحولات اخیر علمی، هیچ كس از آن آگاه نبود و اسراری از جهان آفرینش را در خود منعكس كرده است كه نمیتوان آن را معلول تصادف و یا نتیجه اطلاعات زمان دانست؛ زیرا نمیتوان اطلاعات وسیع و گسترده پیامبر درس نخوانده را از عالم خلقت - كه فقط دانشمندان عصر حاضر در پرتو آلات و ابزار علمی بر آنها دست یافتهاند - معلول تصادف دانست و گفت این حقایق علمی بیاختیار بر زبان گوینده قرآن جاری شده است. به راستی قرآن كتاب نامتناهی و بیپایانی است كه هر چه بینشها وسیعتر و دیدها عمیقتر شود و هر چه درباره آن تحقیقات و مطالعات زیادتری انجام گیرد، رموز و اسرار آن رخ مینماید و حقایق جدیدی از آن كشف میشود. قرآن این حقیقت را در آیه 53 سوره فصلت چنین بیان مینماید: سَـنـُریـهِـمْ آیـاتِـنـا فِـی الآفـاقِ وَ فـی اَنـْفـُسِـهِـمْ حَـتـّی یَـتـَبَـیَّـنَ لـَهُـمْ اَنـَّـهُ الْـحَـقُ «آیات خـود را در دوردستهـا و در درون خـودشان به آنها نشان خواهیم داد تا جایی کـه بـرای آنـهـا روشن شود که این قرآن حق است» امیر المومنین علی علیه السلام نیز در سخنان خود به خصیصه «نهایت ناپذیری» قرآن اشاره نموده، میفرمایند: ظاهره أنیق وباطنه عمیق لاتحصی عجائبه ولا تبلی غرائبه[1] «قرآن ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد. شگفتیهای آن پایان نمیپذیرد و تازههای آن كهنه نمیشود» امیر مؤمنان (ع) نیز در یكی از خطبهها به این خصوصیت اشاره نموده، میفرمایند: سراجاً لا تخبو توقّده وبحراً لایدرك قعره[2] «قرآن مشعل فروزانی است كه فروغ و تابش آن به خاموشی نمیگراید و دریای عمیقی است كه فكر بشر به ژرفای آن نمیرسد» امروز، این حقیقت برای دانشمندان كاملاً ملموس است و هر روز از قرآن حقایق تازهتری را كشف میكنند و یكی از علل جاودانی بودن قرآن همین است كه در هر عصری، دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود از آن بهره میبرند و نورافشانی آن، به دوره و زمانی و گروه و توده خاصی اختصاص ندارد. امروزه وقتی آیات قرآن در مورد نقش آبها در زندگی انسان بررسی میشود به نظر میرسد كه همه آنها ایدههای كاملاً آشكاری است زیرا امروزه در عصر علم و تكنولوژی همه مردم با تفصیل بیشتر یا كمتر آب در طبیعت را میشناسند. اما اگر مفاهیم و نظریات متفاوت قدیمی در این خصوص در نظر گرفته شود مشخص میشود كه دادههای قرآنی ناشی از مفهومهای اسطورهای نیست كه در قدیم شایع بود و در آنها مطالعات نظری فلسفی از دادههای مشاهدهای سهم بیشتری داشت. در این بخش نمونههایی از اسرار علمی قرآن در مورد منشأ حیات بودن آب، نحوه تشكیل ابرهای بارانزا، رعد و برق و رابطه آن با تگرگ، مقیاس باران، خاصیت حیاتدهندگی باران، منشأ آبهای زیرزمینی، سرچشمه نهرها، عدم اختلاط دریاها، مرز ناپیدای آب شیرین رودخانهها و آب شور دریا، لایههای تاریك در دریاها، چشمههای اعماق اقیانوس و ... تشریح میشود.
-------------------------------------------------------------- [1]- اصول كافی، ص 591 [2]- نهج البلاغه، خطبه 193
|